محمد مهدى ملايرى
212
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
به اين مناسبت اين مطلب هم بايد گفته شود كه ثبت فرمانها و نگهدارى خلاصه يا نسخهاى از آنها را در ديوانهاى ايران سابقهاى طولانىتر از دوران ساسانى بوده ، اين امر ريشه در دوران هخامنشى داشته است . در تورات به نامهاى اشاره شده كه رؤساى يهود به داريوش نوشته و درخواست كردهاند تا در كتابخانهء سلطنتى جستجو شود و فرمانى را كه كوروش بزرگ دربارهء بناى بيت المقدس صادر كرده بوده بيابند . و به دستور داريوش جستجو شده و چنين فرمانى را يافتهاند . « 1 » صاحب الزمام ( زمامدار ) زمام نام دفتر يا ديوانى بوده « 2 » كه هرآنچه به دبيرخانهء شاهى مىرسيده يا از آنجا صادر مىشده مىبايستى از اين ديوان بگذرد و در آنجا ثبت گردد حتى گزارشهاى ساليانه ديوانهاى مالى كه خود چنان كه گذشت دستگاهى مستقل بوده است و زيرنظر ايران آماركار كه خود وزيرى همرتبهء ايران دبيربد بوده اداره مىشده است . آن گزارشها مستقيما به وسيلهء او به مهرشاه مىرسيده كه نشانهء تصويب آن گزارش و فرمان اجراى آن بوده است . « 3 » بنابراين ديوان زمام امور دفتركل و ناظر بر همهء امور دبيرخانه شاهى و معيار صحت و سقم آنها بوده و شايد به سبب همين گستردگى وظائف و حدود اختيارات آن بوده كه آن را ديوان زمام و صاحب آن را زمامدار گفتهاند . به كار و وظيفهء ديوان
--> ( 1 ) . تورات ، سفر عزرا ، اصحاح 5 ، بند 17 و اصحاح 6 ، بند 1 و 2 . ( 2 ) . به نظر نرسيد كه هيچ يك از لغتنويسان عربى يا فارسى به اين معنى اشاره كرده باشند مرحوم دهخدا نخستين بار در يادداشتى به خط خود در اين باره چنين نوشته است : « ظاهرا زمام همان ديوان است . در شواهد زير نوعى از ديوان يا سمت يا رياستى بوده است » و از شواهدى كه براى اين معنى ذكر كرده يكى همين عبارت فتوح البلدان است كه در اينجا ذكر شد و ديگر عبارتى است از ياقوت كه در آن زمام مرادف با ديوان آمده و ديگر عبارتى است از صاحب تاج العروس در ذيل برنامج كه گفته اصلها فارسية . . . و معناها زمام يرسم فيه متاع التجار و سلعهم . « لغتنامه در زمام - و يادداشت به خط مرحوم دهخدا » . ( 3 ) . فتوح البلدان ، ص 570 و 569 .